کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

الحکایه و التمثیل

1

رابعه یک روز در وقت بهار

شد درون خانه تاریک و تار

2

سر فرو برد از همه عالم بزیر

همچنان میبود خوش خوش تا بدیر

3

پیش او شد زاهدی گفت این زمان

خیز بیرون آی وبنگر در جهان

4

تا ببینی صنع رنگارنگ او

چند باشی بیش ازین دلتنگ او

5

رابعه گفتش که تو در خانه آی

تا به بینی صانع ای دیوانه رای

6

تا چه خواهم کرد صنع بحر و بر

صانعم نقدست با صنعم مبر

7

گر بصانع در دلت راهی بود

در بر آن صنع چون کاهی بود

8

چون کسی را این چنین راهیست باز

از چه باید کرد بر خود ره دراز

9

کعبه جان روی جانان دیدنست

روی او در کعبه جان دیدنست

10

گر چنین بینی جهان بین خوانمت

ورنه نابینای بی دین خوانمت

متن شعر کپی شد.