سایر · عطار
الحکایه و التمثیل
1
میگریست آن بیدل دیوانه زار
آن یکی گفتش چرائی اشکبار
2
گفت گیرم میشکیبم برهنه
چون نگریم زانکه هستم گرسنه
3
گفت اگرچه میکند نانت هوس
چون زگرسنگی بگرید چون تو کس
4
گفت آخر چون نگریم ده تنه
کاو ازان دارد چنینم گرسنه
5
تا بگریم همچو ابر نوبهار
لاجرم میگریم اکنون زار زار