کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۷۱ - معده را پر کرده ای دوش از خمیر و از فطیر...

1

معده را پر کرده ای دوش از خمیر و از فطیر

خواب آمد چشم پر شد کنچ می جستی بگیر

2

بعد پرخوردن چه آید خواب غفلت یا حدث

یار بادنجان چه باشد سرکه باشد یا که سیر

3

سوز اگر از روح خواهی خواجه کم کن لقمه را

گوز اگر مفتوح خواهی کاسه را در پیش گیر

4

ای خدا جان را پذیرا کن ز رزق پاک خویش

تا نماند چون سگان مردار هر لقمه پذیر

5

وقت روزه از میان دل برآید ناله زار

بعد خوردن از ره زیرین گشاید پرده زیر

متن شعر کپی شد.