کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

الحکایه و التمثیل

1

سائلی پرسید از آن شوریده حال

گفت اگر نام مهین ذوالجلال

2

میشناسی بازگوی ای مرد نیک

گفت نانست این بنتوان گفت لیک

3

مرد گفتش احمقی و بی قرار

کی بود نام مهین نان شرم دار

4

گفت در قحط نشابور ای عجب

میگذشتم گرسنه چل روز و شب

5

نه شنودم هیچ جا بانگ نماز

نه دری بر هیچ مسجد بود باز

6

من بدانستم که نان نام مهینست

نقطه جمعیت و بنیاد دینست

7

از پی نان نیستت چون سگ قرار

حق چو رزقت میدهد توحق گزار

8

حق چو رزقت داد و کارت کرد راست

تو بخور وز کس مپرس این از کجاست

متن شعر کپی شد.