کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

الحکایه و التمثیل

1

مرغکیست استاده چست افتاده کار

نیست بر شاخش چو هر مرغی قرار

2

جمله شب تا بروز او نعره زن

می در آویزد بیک پا خویشتن

3

جمله شب بی قراری میکند

ناله خوش خوش بزاری میکند

4

چون همه شب بر نیاید کار او

خون چکد یک قطره از منقار او

5

چون رود یک قطره خون از دل برونش

دل چو دریائی شود زان قطره خونش

6

شور ازان یک قطره در دریافتد

وآتشی زان شور در صحرا فتد

7

پس دگر شب با سر کار آید او

همچنان در ناله زار آید او

8

چون نه سر دارد نه پای آن کار او

کی رسد آن نالهای زار او

9

تاترا کاری نیفتد مردوار

کی توانی ناله کرد از دردکار

متن شعر کپی شد.