سایر · عطار
الحکایه و التمثیل
1
ناقلی در پیش آن شیخ کبیر
گفت هر روزی یکی داننده پیر
2
میکند ختمی و در عمری دراز
کار او انیست گفتم با تو باز
3
شیخ گفتش زان همه قرآن دمی
دامنش نگرفت یک آیت همی
4
گر گرفتی آیتی زان دامنش
نیستی پروای خواندن چون منش
5
درد او گر دامنت گیرد دمی
رستگاری یابی از عالم همی
6
بوی این درد از دل سرمست تو
گر توانی برد بردی دست تو
7
عاشقان این درد از راه دراز
میشناسند ای عجب از بوی باز