کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

الحکایه و التمثیل

1

بود اندر خدمت سلطان کسی

کرده بود او خدمت سلطان بسی

2

خواندش یک روز شاه حق شناس

گفت کردی خدمت ما بی قیاس

3

چون تو حاجتمندی و من پادشاه

هرچه میخواهی ازین حضرت بخواه

4

گفت چون حاضر بوددربار عام

هم وزیر و هم امیر و هم امام

5

هم بگرد شاه گرد آید سپاه

هم جهانی خلق پیش آید زراه

6

بر سر آن جمله خلق بیشمار

پیش خویشم خوان و سر در گوشم آر

7

یک سخن با من بگو چه کژ چه راست

گر همه دشنام باشد آن رواست

8

تا درین حضرت بدانندم همه

راز دار شاه خوانندم همه

9

هرچه زان حضرت رسد چه بد چه نیک

بد نباشد این بنتوان گفت لیک

10

گرچه زیر پای گردی پست او

یادگاری بایدت از دست او

متن شعر کپی شد.