کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

الحکایه و التمثیل

1

کافری پیش خلیل آمد فراز

گفت نانی ده بدین صاحب نیاز

2

گفت اگر مومن شوی وائی براه

هرچه دل میخواهدت از من بخواه

3

این سخن کافر چو بشنود از خلیل

درگذشت اوحالی آمد جبرئیل

4

گفت حق میگوید این کافر مدام

از کجا میخورد تا اکنون طعام

5

او که چندین گاه نان مییافتست

ازخداوند جهان مییافتست

6

این زمان کو از درت نان خواه شد

تن زدی تا گرسنه در راه شد

7

چون توئی دایم خلیل کردگار

باخلیل خویش شو در جود یار

8

چون تو فارغ از بخیلی آمدی

جود کن چون در خلیلی آمدی

9

یا رب این انعام و بخشایش نگر

عین آرایش برالایش نگر

10

با چنین فضلی ترا در پیشگاه

کی توان ترسید از بیم گناه

11

زانکه آن دریا چو در جوش آیدت

نیک و بد جمله فراموش آیدت

متن شعر کپی شد.