سایر · عطار
الحکایه و التمثیل
1
شد جوانی را حج اسلام فوت
از دلش آهی برون آمد بصوت
2
بود سفیان حاضر آنجا غم زده
آن جوان را گفت ای ماتم زده
3
چار حج دارم برین درگاه من
میفروشم آن بدین یک آه من
4
آن جوان گفتا خریدم و او فروخت
آن نکو بخرید وین نیکو فروخت
5
دید آن شب ای عجب سفیان بخواب
کامدی از حق تعالیش این خطاب
6
کز تجارت سود بسیار آمدت
گر بکاری آمد این بار آمدت
7
شد همه حجها قبول از سود تو
تو زحق خشنود و او خشنود تو
8
کعبه اکنون خاک جان پاک تست
گر حجست امروز برفتراک تست