کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

الحکایه و التمثیل

1

گفت وقت حلق خلقی در حجاز

بهر سنت موی میکردند باز

2

از یکی پرسید آن مجنون راه

کز چه اندازید موی اینجایگاه

3

گفت موی افکندن اینجا سنت است

ترک این سنت دلیل محنت است

4

چون شنود القصه آن دیوانه راز

گفت ای مشتی گدای بی نیاز

5

حلقه سر گر سنتی آمد نه خرد

پس فریضه ریش میباید سترد

6

زانکه در ریش تو چندان باد هست

کان بلای صد دل آزاد هست

7

زینچه گفتم بر شما صد منت است

کاین فریضه بهتر از صد سنت است

8

کار کن چون وقت کارت این دمست

زانکه این یک دم ترا صد عالمست

9

تاکی از خواب هوس بیدار شو

همچو بیداران دین در کار شو

10

گر نخواهی کشت کرد امروز تو

چون کنی فردا میان سوز تو

متن شعر کپی شد.