کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

الحکایه و التمثیل

1

این سخن نقلست از نوشین روان

گفت اگر خواهی که رازت در جهان

2

دشمنت نشناسد از زشتی که اوست

توبه نیکوئی مگو در پیش دوست

3

گردرین پرده نگهداری نفس

هم نفس باشی و گرنه هیچکس

4

صبح اگر کشتی نفس را در دهان

کی رسیدی این بشولش در جهان

5

تا زفان سرخ دارد ساکنی

تو بسرسبزی نشسته ایمنی

6

چون زفان جنبان شود کام سیاه

برتو سر سبزی کند حالی تباه

7

هیچ عضوی بنده را روز شمار

مهر نکند جز دهن را کردگار

متن شعر کپی شد.