سایر · عطار
ادامه
1
جمله مردان ز خود فانی شدند
در بقای حق به حق باقی شدند
2
گرتو مرد راه عشقی راه رو
همچو مردان از دل آگاه رو
3
جمله مردان ز خود بیرون شدند
در ره عشاق غرق خون شدند
4
جسم و جان و تن همه در باختند
تا کمال راه حق بشناختند
5
هستی خود را زره برداشتند
نیستی را اندرین ره داشتند
6
مال و ملک و آب و جاه این جهان
جمله را انداخته پیش خسان
7
زهد را و علم و قیل و قال را
وسوسه بوده همه این حال را
8
صورت خود را به کل کردن خراب
این جهان در پیش ایشان چون سراب
9
دیده را از غیر حق بردوختند
غیر حق را اندر این ره سوختند