سایر · عطار
و له ایضا
1
قومی که بخواب مرگ سرباز نهند
تا حشر ز قال و قیل خود باز رهند
2
تا کی گوئی کسی خبر باز نداد
چون بیخبرند از چه خبر باز دهند
سایر · عطار
قومی که بخواب مرگ سرباز نهند
تا حشر ز قال و قیل خود باز رهند
تا کی گوئی کسی خبر باز نداد
چون بیخبرند از چه خبر باز دهند