سایر · عطار
و له ایضا
1
هر خاک که درجهان کسی فرسود است
تن هاست که آسیای چرخش سوداست
2
هر گرد که بر فرق عزیز تو نشست
مفشان که سرو فرق عزیزی بوده است
سایر · عطار
هر خاک که درجهان کسی فرسود است
تن هاست که آسیای چرخش سوداست
هر گرد که بر فرق عزیز تو نشست
مفشان که سرو فرق عزیزی بوده است