غزل · عطار
غزل
1
ای پر آتش داشته پیوسته دل
هر شکایت کان ز ما داری بهل
2
بار عشق روی ما برجان منه
تا نگردی در غم هجران خجل
3
چشم راهی می کشم زوتر بیا
العجل ای یار زیبا العجل
4
پای ما چون سرو بستان ز انتظار
هست یا سودات تا زانو بگل
5
با صبا همراه شو هنگام صبح
گر شکایت نیستت ازما بدل
6
بر سر پیمان و عهدت آمدم
تا نگوئی دیگرم پیمان گسل
7
متصل می باش با ما روز و شب
راز دار ما شو و شو متصل
8
روی من می بینی که از خوبی گذشت
از جمال خوبرویان چگل