سایر · عطار
در چارچیز که کم بقا دارد
1
چارچیز ای خواجه کم دارد بقا
گوش دار ای مومن نیکو لقا
2
جور سلطان را بقا کمتر بود
پس عتاب دوستان خوشتر بود
3
دیگر آن مهری که باشد از زنان
بی بقا چون صحبت ناجنس دان
4
با رعیت چون کند سلطان ستم
مرورا باشد بقا در ملک کم
5
گر ترا از دوستان آید عتاب
کم بقا دارد چو خط بر روی آب
6
گرچه باشد زن زمانی مهربان
چون کم آید بهره بگشاید زبان
7
چون بناجنسان نشیند آدمی
کمترک بیند از ایشان همدمی
8
زاغ چون فارغ زبوی گل شود
نفرتش از صحبت بلبل شود
9
صحبت ناجنس جانگاهی بود
جمله را زین حال آگاهی بود
10
چون ترا ناجنس آید در نظر
ای پسر چون باد از وی درگذر