کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

در بیان چار چیز که بازگردانیدن آنها محالست

1

چارچیز است آنکه بعد از رفتنش

از محالاتست باز آوردنش

2

چون حدیثی رفت ناگه بر زبان

یا که تیری جست بیرون از کمان

3

باز چون آری حدیث گفته را

کس نگرداند قضای رفته را

4

باز کی گردد چو تیر انداختی

همچنین عمری که ضایع ساختی

5

هر که بی اندیشه گفتارش بود

پس ندامتهای بسیارش بود

6

تا نگفتی می توانی گفتنش

چون بگفتی کی توان بنهفتنش

7

عمر را می دان غنیمت هر نفس

چون رود دیگر نباید باز پس

8

هیچ کس از خود قضا را رد نکرد

هر که راضی از قضا شد بد نکرد

9

هر که می خواهد که باشد در امان

مهر می باید نهادن بر دهان

10

می سزد گر عمر را داری عزیز

چون رود پیشش نخواهی دید نیز

متن شعر کپی شد.