سایر · عطار
در بیان آنکه خواری آورد
1
چند خصلت آورد خواری بروی
با تو گویم گر همی گویی بگوی
2
اول آن باشد که مانند مگس
مرد ناخوانده شود مهمان کس
3
هر که مهمان با کسی ناخوانده شد
نزد مردم خوار و زار و رانده شد
4
دیگر آن باشد که نادانی رود
کتخدای خانه مردی شود
5
کار کردن بر حدیث آن دو مرد
کز پی جهلند دایم در نبرد
6
هر که بنشیند زبر دست صدور
گر رسد خواری برویش نیست دور
7
نیست جمعی را چو بر قول تو گوش
صد سخن گر باشدت یک را مکوش
8
حاجت خود را مخواه از دشمنان
زین بتر خواری نباشد در جهان
9
از فرومایه مراد خود مجوی
تا نیاید مر ترا خواری بروی
10
با زن و کودک مکن بازی هلا
تا نگردی خوار و زار و مبتلا