سایر · عطار
در بیان ورع
1
در ورع ثابت قدم باش ای پسر
گر همی خواهی که گردی معتبر
2
خانه دین گردد آباد از ورع
لیک می گیرد خرابی از طمع
3
هر که از علم ورع گیرد سبق
دور باید بودنش از غیر حق
4
ترسکاری از ورع پیدا شود
هر که باشد بی ورع رسوا شود
5
با ورع هر کس که خود را کرد راست
جنبش و آرامش از بهر خداست
6
آنکه از حق دوستی دارد طمع
در محبت کاذبش دان بی ورع
7
چیست تقوی ترک شهوت و حرام
از لباس و از شراب و از طعام
8
هرچه افزونست اگر باشد حلال
نزد ارباب ورع باشد وبال
9
چون ورع شد یار با علم و عمل
حسن اخلاصت بباید بی خلل
10
ناگهان ای بنده گر کردی گناه
توبه کن درحال و عذر آن بخواه
11
چون گناهت نقد آید در وجود
توبه نسیه ندارد هیچ سود
12
در انابت کاهلی کردن خطاست
بر امید زندگی کان بی وفاست