کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

در بیان صدقه دادن

1

گر کنی خیری بدست خویش کن

خیر خود را وقف هر درویش کن

2

یک درم کان را بدست خود دهند

به بود زان کز پی او صددهند

3

گر ببخشی خود یکی خرمای تر

بهتر از بعد تو صد مثقال زر

4

هر چه بخشیدی مکن با او رجوع

گر ز پا افتاده از دست رجوع

5

این بدان ماند که شخصی قی کند

باز میل خوردن آن کی کند

6

با پسر گر چیزکی بخشد پدر

می رسد گر باز گیرد از پسر

7

ای پسر با مال و زر شادی مجوی

آنچه کس را داده دیگر مگوی

8

شادی دنیا سراسر غم بود

سور او را در عقب ماتم بود

9

امر لا تفرح ز دنیا گوش دار

جای شادی نیست دنیا هوش دار

10

شادمان را ندارد دوست حق

این سخن دارم ز استادان سبق

11

کر فرح داری ز فضل حق رواست

لیک از دنیا فرح جستن خطاست

12

ای پسر با محنت و غم خوی کن

روی دل را جانب دلجوی کن

متن شعر کپی شد.