کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۷ - اگر خرند زعشاق جان سوخته را ...

1

اگر خرند زعشاق جان سوخته را

روان بدوست برم این روان سوخته را

2

کشد چو شعله زحرف فراق دوست نفس

کشم بکام خموشی زبان سوخته را

3

زآتش دل من حرف در دهن سوزد

کسی چگونه بفهمد بیان سوخته را

4

خبر ببر ببر دلبر ای صبا و بگوی

سزد که رحم کنی عاشقان سوخته را

5

بگو زسوختگان آتشین رخان پرسند

ترا چه شد که نپرسی فلان سوخته را

6

زهم بپاش صبا قالبم بپاش افکن

مهل که دفن کنند استخوان سوخته را

7

بسوخت زآتش عشقش تنم طبیب برو

دوا چگونه توان خستگان سوخته را

8

فتاد آتش عشقش بدل زمن کم شد

کجا روم زکه پرسم نشان سوخته را

9

حدیث سوختگانست بهرخامان حیف

خبر کنید زمن همدمان سوخته را

10

دهان و کام و زبان سوخت زاولین سخنش

بگو به فیض به بندد دهان سوخته را

متن شعر کپی شد.