غزل · فیض کاشانی
غزل شماره ۴۳ - ای فدای عشق تو ایمان ما ...
1
ای فدای عشق تو ایمان ما
وی هلاک عفو تو عصیان ما
2
گر کنی ایمان ما را تربیت
عشق گردد عاقبت ایمان ما
3
زآتش خوف تو آب دیدها
زآب حلمت آتش طغیان ما
4
ای بما آثار صنع تو بدید
وی تو پنهان در درون جان ما
5
ای تو هم آغاز و هم انجام خلق
وی تو هم پیدا و هم پنهان ما
6
گوشها را سمع و چشمانرا بصر
در دل و در جان ما ایمان ما
7
ای جمالت کعبه ارباب شوق
وی کمالت قبله نقصان ما
8
عاجزیم از شکر نعمتهای تو
عجز ما بین بگذر از کفران ما
9
ای بدی از ما و نیکوئی زتو
آن خود کن پرده پوش آن ما
10
فیض را از فیض خود سیراب کن
ای بهشت و کوثر و رضوان ما