غزل · فیض کاشانی
غزل شماره ۵۵ - در وصل تو میزنند احباب ...
1
در وصل تو میزنند احباب
افتتح یا مفتح الابواب
2
چه شود گر بر تو ره یابند
کم بقوا ناظرین خلف الباب
3
تا کی ازحضرت تو صبر و شکیب
طال تطوا فهم وراء حجاب
4
در پس پرده تا بکی حسرت
ارحم نظره بلا جلباب
5
از توشان جز تو مدعائی نیست
ما لدیهم سوی لقاک ثواب
6
خود حساب کتاب خود کرده
انهم قسطهم بغیر حساب
7
وجنوا قل موتهم ثمرات
و اوتوا قبل نقلهم بشراب
8
سکروا فی هواک ثم ضحوا
ما لهم فی سواک هواک مناب
9
از سببها گذاشته اند و حجب
خرقوا الحجب ارتقوا الاسباب
10
کرده بانفس و با هواغزوات
هزموا الجند قاتلوا الاحزاب
11
فیض از خود اگر بپرهیزی
ان للمتقین حسن مآب