کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۸ - گفتم چه چاره سازم با عشق چاره سوزت ...

1

گفتم چه چاره سازم با عشق چاره سوزت

گفتا که چاره آورد این کارها بروزت

2

گفتم که سوخت جانم در آتش فراقت

گفتا که کار خامست باید جفا هنوزت

3

گفتم زسوز هجران آمد مرا بلب جان

گفتا که سازی آخر سربرکند زسوزت

4

گفتم تموز هجران در من فکند آتش

گفتا بهار وصلی آید پس از تموزت

5

گفتم که با سگانت دیریست آشنایم

گفتا بلی ولی من نشناختم هنوزت

6

گفتم که نیست جایز از عاشقان بریدن

گفتا که ما معافیم از جان لایجوزت

7

سربسته حیرت افزود آیا چها کند باز

با اهل دانش ای فیض گرحل شود رموزت

متن شعر کپی شد.