کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۲ - مرا سودای عشق آئین دین است ...

1

مرا سودای عشق آئین دین است

همیشه عاشقم کار من این است

2

دلم شاد است اگر دارم غم عشق

غم عشق ارندارم دل غمین است

3

بود عشقم بجای جان شیرین

چو عشق از سر رود مرگم همین است

4

سرم میخانه صهبای عشقست

دلم دیوانه عقل آفرین است

5

زدولتهای عشق این بس که دلرا

زهر سو دلربائی در کمین است

6

مرا گر عاقلان دیوانه خوانند

یکی را تا زحشر عشق این است

7

مرا در عشق باید مرد و جان برد

نجات جان و دل فیض اندرین است

متن شعر کپی شد.