کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۴ - هر چه در عالم بود او راست مغز و پوستی ...

1

هر چه در عالم بود او راست مغز و پوستی

مغز او معلای او صورت او پوست پوست

2

صورت ار چه شد هویدا لیک سر تا پا قفاست

معنی ارچه شد نهان لیکن سراسر روست روست

3

معنی هر چیز تسبیح خدا و حمد او

صورت آن پرده او سر معنی اوست اوست

4

با زبان فطرت اصلی است تسبیح همه

نیست تکلیفی برایشان طبعشانرا خوست خوست

5

عارفانند اهل معنی مغز می بینند مغز

جاهلانند اهل صورت ناظران پوست پوست

6

من نیم از عارفان و نیستم از جاهلان

از کف بحر معانی روزی من جوست جوست

7

چون ندارم ره بدریا کرده ام با جوی خوی

چون ندارم ره بمجلس مسکن من کوست کوست

8

فیض را دیدم بگلزار حقیقت در طواف

گفتمش ره یافتی گفتا نصیبم بوست بوست

متن شعر کپی شد.