کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۹ - زار و نزار و خسته ام و بی قرار دوست ...

1

زار و نزار و خسته ام و بی قرار دوست

از من ای صبا ببر خبری تا دیار دوست

2

گو یاد کن زحال جگر خستگان هجر

آنشب که هست روز و شب اندر کنار دوست

3

کی در خور غمست و فراق آنکه سالها

بوده است در نعیم وصال و جوار دوست

4

قطع امید کرده زدنیا و آخرت

نومید از دو عالم و امیدوار دوست

5

بر رهگذار دوست نشسته است منتظر

بر کف گرفته جان ز برای نثار دوست

6

درگردنت صبا چو تنم خاک ره شود

در کوی دوست ریزش و در رهگذار دوست

7

ای آنکه واقفی زدرون و برون کار

رمزی بما بگوی ز اسرار کار دوست

8

جز کار و بار دوست ندانیم کار و بار دگر

مائیم جانی و دلی و کار و بار دوست

9

صبر و وفا نیاز وفنا فیض کار ماست

جور و جفا و غنچ و دلالست کار دوست

متن شعر کپی شد.