کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷۰ - تا نگذرد زنام سزاوار نام نیست ...

1

تا نگذرد زنام سزاوار نام نیست

تا معترف به نقص نباشد تمام نیست

2

ای نامور ز پیش و پس خویش کند حذر

جائی مدان که بهر شکار تو دام نیست

3

عرفان طلب نخست و پس آنگاه بندگی

بی معرفت عبادت عابد تمام نیست

4

از دینی اکتفا به تمتع کن و بمان

کین ناقبول قابل عقد دوام نیست

5

کامی مجو زدهرکه نا کامیست کام

کامی که دل درو نتوان بست کام نیست

6

کس را نه کام داده نه ناکام کرده اند

فرقی درین میان خواص و عوام نیست

7

بهر خواص گر چه بود لطف های خاص

بهر عوام نیز بود آنچه عام نیست

8

دارد مصیبتی همه لیک مختلف

تلخست احتمال مصیبت چو عام نیست

9

حزن و سرور را بمساوات داده اند

گر چه تفاوتی است که خواجه غلام نیست

10

زاهد کجا و عاشق شوریده سر کجا

هرگز میان این دو نفر التیام نیست

11

بگذر بخیر دشمن و بر ما مکن سلام

سالم چو نیستیم ز شرط سلام نیست

12

غافل ز ذکر حق نشوی فیض یکنفس

بی ذکر مستدام عبادت تمام نیست

متن شعر کپی شد.