کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷۷ - بمرد رستم زال و زتن غبار گذاشت ...

1

بمرد رستم زال و زتن غبار گذاشت

ببرد حسرت و عبرت بیادگار گذاشت

2

خوشا کسی که چو رو کرد سوی او دنیا

باختیار گذشت و باختیار گذاشت

3

بدا کسی که طلب کرد و دل بدنیا بست

باختیار گرفت و باضطرار گذاشت

4

گذاشت هر که بجز کرد گار حسرت بود

خوشا کسی که دلش را بکردگار گذاشت

5

فلک نگردد الا بمدعای کسی

که کار خویش بخلاق کار و بار گذاشت

6

چو اختیار ندادند بنده را در کار

خنک کسی که بمختار اختیار گذاشت

7

چو فیض هر که بدنیا نبست دل جان برد

دعای خیر زنیکان بیادگار گذاشت

متن شعر کپی شد.