کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۲ - چو دل قرار در آن زلف بیقرار گرفت ...

1

چو دل قرار در آن زلف بیقرار گرفت

جنون عشق زدست دل اختیار گرفت

2

قرارگاه بسی جستم و نشد حاصل

به بی قراری آخر دلم قرار گرفت

3

سپاه حسن بفن ملک دل گرفت از من

باختیار ندادم به اضطرار گرفت

4

زعلم دم نزنم یاز عقل لاف دگر

که هر چه بود مرا زین متاع یار گرفت

5

مراز کشته امسال هیچ نیست بدست

زپیش حاصل صدساله عشق یار گرفت

6

در آن بدم که مگر پی بسر کار برم

که سر کار زدستم عنان کار گرفت

7

بر آن شدم که زدهر اعتبار بستانم

چنان شدم که زمن دهر اعتبار گرفت

8

خیال بستم کز دل غبار بزدایم

ازین خیال که بستم دلم غبار گرفت

9

بیا بیا زسخن های فیض فیض ببر

که هر چه گفت و نوشت او زکردگار گرفت

10

زپیش خویش نگوید حدیث و بنویسد

که در طریق ادب راه هشت و چارگرفت

متن شعر کپی شد.