کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۵ - دوش از من رمیده میرفت...

1

دوش از من رمیده میرفت

دامان زکفم کشیده میرفت

2

میرفت و مرا به حسرت از پی

دریا دریا زدیده میرفت

3

میرفت به ناز و رفته رفته

آرام دل رمیده میرفت

4

میرفت و دل شکسته از پی

نالان نالان طپیده میرفت

5

میرفت و روان روان بدنبال

تن در عقبش خمیده میرفت

6

میرفت سرور و شادمانی

از سینه مرا و دیده میرفت

7

میرفت بیاد هجرش از پی

هوش از سر من پریده میرفت

8

میرفت و فغان من بدنبال

او فارغ و ناشنیده میرفت

9

میرفت و منش فتاده در پی

صد پرده من دردیده میرفت

10

میرفت و جهان جهان تغافل

گفتی که مرا ندیده میرفت

11

میرفت بصد هزار تمکین

سنجیده و آرمیده میرفت

12

کس سرو چمن چمان ندیده است

آنسو روان چمیده میرفت

13

حیف است که بر زمین نهد پای

ای کاش فرا ز دیده میرفت

14

بس فیض ز رفتنش غزل کاش

در آمدنش قصیده میرفت

متن شعر کپی شد.