کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۶ - از من و ما نمی توانم گفت ...

1

از من و ما نمی توانم گفت

صفت لا نمی توانم گفت

2

شمه گر بگویم از اسما

از مسمی نمی توانم گفت

3

وصف آن بیجهت مپرس از من

حرف بی جا نمیتوانم گفت

4

گفتنی نیست وصف او نه همین

من تنها نمی توانم گفت

5

سخن از راز دل مپرس که من

این سخن ها نمیتوانم گفت

6

گفته بودم که گویمت غم دل

گفتم اما نمیتوانم گفت

7

پیش چشمم زبسکه موج زنست

حرف دریا نمیتوانم گفت

8

بر دلم بسکه تنگ شد زغمش

حرف صحرا نمیتوانم گفت

9

از من مست حرف عقل مپرس

که من اینها نمیتوانم گفت

10

این بلاها که فیض دید از عشق

هیچ جا وا نمی توانم گفت

متن شعر کپی شد.