کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۵ - شدیم بار کش ره زن هوا بعبث ...

1

شدیم بار کش ره زن هوا بعبث

وفا بعهد نکردیم با خدا بعبث

2

براه حق نزدیم از سر وفا قدمی

بجد وجهد شدیم از پی هوا به عبث

3

عنان خود بکف آرزوی دل دادیم

تمام صرف هوس گشت عمر ما بعبث

4

زبهر دنیی کانرا اساس پر نقشی است

بسی بدوش کشیدیم بارها به عبث

5

گذاشتیم زکف زاد آخرت را خام

بسوختیم به بیکار خویش را به عبث

6

فتادی از پی لذات بی بقا شب و روز

تمام عمر تو ای فیض شد هبا بعبث

7

گمان ندارم ازین بحر بیکران برهیم

چو میزنیم در این موج دست و پا بعبث

متن شعر کپی شد.