کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۸ - جز تنعم بغم یار عبث بود عبث ...

1

جز تنعم بغم یار عبث بود عبث

هر چه کردیم جز این کار عبث بود عبث

2

هر چه جز مصحف آن روی غلط بود غلط

جز حدیث لب دلدار عبث بود عبث

3

پی به منزلگه مقصود نبردیم آخر

قطع این وادی خونخوار عبث بود عبث

4

اشگ خونین بنگاهی بخریدند از ما

کوشش چشم گهر بار عبث بود عبث

5

هر چه بردیم زکردار هبا بود هبا

هر چه بستیم زگفتار عبث بود عبث

6

جنگ با نفس خطا پیشه خود می بایست

با کسان اینهمه پیکار عبث بود عبث

7

خویش را کاش در اول بخدا می بستم

از خودی این همه آزار عبث بود عبث

8

هر چه گفتیم و شنیدیم خطا بود خطا

غیر حرف دل و دلدار عبث بود عبث

9

جز دل سوخته و جان برافروخته فیض

هر چه بردیم بدان یار عبث بود عبث

متن شعر کپی شد.