کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۴ - در تنم دل خون شد از دلهای کج ...

1

در تنم دل خون شد از دلهای کج

سینه ام بریان شد از آرای کج

2

میکند هر لحظه چندین فتنه راست

این فسون دیو در دلهای کج

3

از زبان این ، سخن در گوش آن

میرود چون کفش کج در پای کج

4

در بدن از دل سرایت می کند

قوم کج دلراست سرتاپای کج

5

چشمشان کج گوششان کج کج زبان

فعلشان کج قولشان کج رای کج

6

کج برآید بر زبان و چشم و گوش

چون بود در سینها دلهای کج

7

پیشوا چون کج بود پیرو کج است

کج سرانرا نیست جز دمهای کج

8

سوختم تاچند بینم زین خران

انتصاب قامت دلهای کج

9

از کجیهای کجان افلاک راست

کجروی آئین و سر تا پای کج

10

راستی خواهی نیارم دید فیض

بیش ازین دلهای کج آرای کج

متن شعر کپی شد.