کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۶ - من و یاد خدا دگر همه هیچ ...

1

من و یاد خدا دگر همه هیچ

بندگی و فنا دگر همه هیچ

2

شمع بیگانه پرتوی ندهد

من و آن آشنا دگر همه هیچ

3

صمدم بس بود دگر همه پوچ

صحبت با خدا دگر همه هیچ

4

دل پر درد و شاهد غیبی

عشق مرد آزما دگر همه هیچ

5

روی دل سوی فبله رویش

مست جام لقا دگر همه هیچ

6

باده مصطفای حق چه رسد

از کف مرتضی دگر همه هیچ

7

بمناجاتش ار شبی گذرد

بس بود آن مرا دگر همه هیچ

8

در دل شب چو شمع گریه و سوز

طاعت بیریا دگر همه هیچ

9

بی نیازی زخلق و صحت و امن

دوری از ما سوی دگر همه هیچ

10

گوشه خلوتی و یک دو سه کس

ملک فقر و فنا دگر همه هیچ

11

یکدوسه یار همدم هم درد

هم یکی هم سه تا دگر همه هیچ

12

فیض را بس پس از نبی و علی

یازده پیشوا دگر همه هیچ

متن شعر کپی شد.