کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۶ - تا کی ز صلاح من و زهد تو بگویند...

1

تا کی ز صلاح من و زهد تو بگویند

ای کاش برین شهرت بی اصل بمویند

2

تا کی چمن طاعت ما خوش بنماید

زین باغ ملائک گل اخلاص ببویند

3

بر نامه ما چند نویسند گناهان

کو اشگ ندامت که بدان نامه بشویند

4

داریم نهان سینه از خلق ز خجلت

دانیم خدا داند این را چه بگویند

5

آرند گروهی حسنات از دل پر درد

ترسند که مقبول نیفتد چه بجویند

6

جا دارد اگر ما عمل خویش بسنجیم

زان پیش که از ذره و مثقال بجویند

7

امروز بیا تا گل توفیق بچینیم

فرد است که ز خاک تن ما خار بروید

8

ای فیض بیا در غم ارواح بموییم

زان پیش که در ماتم اجساد بمویند

متن شعر کپی شد.