کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۰ - غم کشت مرا ز دست غم داد...

1

غم کشت مرا ز دست غم داد

فریاد ز غم هزار فریاد

2

اجزای مرا ز هم فروریخت

غم داد مرا چو گرد بر باد

3

بنیاد مرا نهاد بر غم

آن روز که ساخت دست استاد

4

بنیاد منست بر غم و هم

غم میکندم ز بیخ و بنیاد

5

ای دوست بگو بغم که تا کی

بر جان اسیر خویش بیداد

6

نی نی نکنم شکایت از غم

ویرانه عشق از غم آباد

7

چون مایه شادیست هر غم

گوهر شادی فدای غم باد

8

گر غم نبود کدام شادی

ویران باید که گردد آباد

9

از غم دارم هر آنچه دارم

ای غم بادا روان تو شاد

10

خوش باش ای فیض در گذار است

گر شادی و گر غمست چون باد

متن شعر کپی شد.