کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۴ - از آن میان نزنم دم که مو نمی گنجد...

1

از آن میان نزنم دم که مو نمی گنجد

و زان دهان که در و گفتگو نمی گنجد

2

چه گویم از غم دل در شکنج گیسویش

که در زبان سخن تو بتو نمی گنجد

3

حدیث آن لب شیرین نیایدم بزبان

حلاوت اینهمه در گفتگو نمی گنجد

4

وصال دوست نه بتوانم آرزو کردن

به تنگنای دلم آرزو نمی گنجد

5

بفرض اگر همه روی زمین شود دفتر

حکایت شب هحران درو نمی گنجد

6

ز دود ناله چگویم کز آسمان بگذشت

ز خون دیده که در نهر و جو نمی گنجد

7

بس است فیض شکایت که پر شد این دفتر

ز دود دل که درو تار مو نمی گنجد

متن شعر کپی شد.