کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۵ - ز قرب دوست چگویم که مو نمی گنجد...

1

ز قرب دوست چگویم که مو نمی گنجد

ز بعد خود که درو گفت وگو نمی گنجد

2

چه جای نکته باریک و حرف پنهانست

میان عاشق و معشوق مو نمی گنجد

3

بیان چه سان بتوان از جمال او حرفی

چه در بیان و زبان وصف او نمی گنجد

4

زبان بکام خموشی کشیم و دم نزنیم

چه جای نطق تصور درو نمی گنجد

5

ز بس نشست ببالای یکدگر سودا

بیقعه سر من های و هو نمی گنجد

6

سبو ز دست بنه ساقیا و خم بر گیر

که قدر جرعه ما در سبو نمی گنجد

7

سبو چه باشد و یا خم گلوی ماست فراخ

بیار بحر مگو در گلو نمی گنجد

8

چو در خیال در آئی همین تو باشی تو

که در مقام فنا ما و او نمی گنجد

9

چو فیض در تو فنا شد دگر چه میخواهد

چو جای وصل نماند آرزو نمی گنجد

متن شعر کپی شد.