کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۵ - تا جان نشود ز این و آن فرد...

1

تا جان نشود ز این و آن فرد

بر دل نشود غم جهان فرد

2

تا دل نشود بعشق او جفت

جان کی گردد در این و آن فرد

3

در آتش عشق تا نجوشی

جان می نتوان فدای آن کرد

4

بیدردی از آن تمام دردی

در دست دوای مرد بیدرد

5

درد است دوای هر فسرده

بفروش متاع جان بخردرد

6

تا مرد زنان و رهزنانی

در راه خدای نیستی فرد

7

بزدای ز دل غبار کثرت

بنگر بجمال واحد فرد

8

کی فیض رسد بگرد مردان

تا زو باقیست ذره گرد

متن شعر کپی شد.