کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۴۷ - سرم سودای سودائی ندارد...

1

سرم سودای سودائی ندارد

دلم پروای پروائی ندارد

2

بجز سودای عشق لا ابالی

سر شوریده سودائی ندارد

3

بجز پروای بی پروا نگاری

دل دیوانه پروائی ندارد

4

دل آزاده ام از هر دو عالم

تمنای تمنائی ندارد

5

دلم از زندگانی سرد از آن نیست

که دیک عیش حلوائی ندارد

6

دلم از زندگانی سرد از آنست

که غم در دل دگر جائی ندارد

7

دل عاشق نمی اندیشد از مرگ

که بر آزادگان پائی ندارد

8

چو عیسی جای او در آسمانست

که در روی زمین جائی ندارد

9

اگردنیات باید دل بکن زو

که دنیا دوست دنیائی ندارد

10

نباشد هیچ عقیائی به ار عشق

نگوئی فیض عقبائی ندارد

متن شعر کپی شد.