کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۷۶ - گر یار بما رخ ننماید چه توان کرد...

1

گر یار بما رخ ننماید چه توان کرد

ز آنروی نقاب ار نگشاید چه توان کرد

2

پنهان ز نظرها اگر آید بتماشا

در دیده دل از ما بزداید چه توان کرد

3

آن حسن و جمالی که نگنجد بعبارت

این دیده مرآنرا چو نشاید چه توان کرد

4

در دیده عشاق چه خورشید عیانست

گر در نظر غیر نیاید چه توان کرد

5

چون روی نماید دل و دین را برباید

یک لحظه ولیکن چه نیاید چه توان کرد

6

آید بر این خسته دمی چون بعیادت

عمرم اگر آندم بسر آید چه توان کرد

7

ای فیض گرت یار نخواهد چه توان گفت

ور خواهد و رخ می ننماید چه توان کرد

متن شعر کپی شد.