کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸۶ - ما سر کن فکانیم ما را که میشناسد...

1

ما سر کن فکانیم ما را که میشناسد

از دیدها نهانیم ما را که میشناسد

2

هر چند بر زمینیم با خاک ره نشینیم

برتر ز آسمانیم ما راکه میشناسد

3

ما همنشین ناریم از خلق بر کناریم

هر چند در میانیم ما راکه میشناسد

4

ما جان جان جانیم از جسم بر کرانیم

بیرون ازین جهانیم ما راکه میشناسد

5

از نام ما مگوئید وز ما نشان مجوئید

بی نام و بی نشانیم ما راکه میشناسد

6

در هر جهت مپوئید و اندر مکان مجوئید

بیرون ز هر مکانیم ما راکه میشناسد

7

ما را مکان نباشد ما را زمان نباشد

برتر ازین و آنیم ما راکه میشناسد

8

ما عاقلان مستیم ما نیستان هستیم

اقرار منکرانیم ما راکه میشناسد

9

کم گوی فیض اسرار در در صدف نگه دار

ما بحر بیکرانیم ما را که میشناسد

متن شعر کپی شد.