کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۷ - مرا تو دوست نداری خدا نخواسته باشد...

1

مرا تو دوست نداری خدا نخواسته باشد

بنزد خود نگذاری خدا نخواسته باشد

2

برانیم ز در خویشتن بخواری و زاری

حق وفا نگذاری خدا نخواسته باشد

3

سگان کوی درت را چو بشمری ز سر لطف

مرا در آن نشماری خدا نخواسته باشد

4

ز دست عشق تو خون جگر پیاله پیاله

کشم تو رحم نیاری خدا نخواسته باشد

5

بمیرم و ببرم حسرت رخت بقیامت

چنین کشیم به زاری خدا نخواسته باشد

6

کنم بخدمت تو عرض مدعا دل ریش

تو رو بمدعی آری خدا نخواسته باشد

7

بتو گمان نبرد فیض اینقدر ستم و جور

تو این صفات نداری خدای نخواسته باشد

متن شعر کپی شد.