کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۸ - ای کاش که این سینه دری داشته باشد...

1

ای کاش که این سینه دری داشته باشد

تا یار ز دردم خبری داشته باشد

2

یا با دل ما صبر سری داشته باشد

یا رحم بر آن دل گذری داشته باشد

3

تا کی گذرد عمر کسی در غم هجران

فرخنده شبی کان سحری داشته باشد

4

شد عمر گرانمایه ما صرف محبت

ای کاش که آخر ثمری داشته باشد

5

سوزیم بیک آه زمین را و زمان را

گر دود دل ما شرری داشته باشد

6

بر داشتم ام شب همه شب دست تضرع

ای کاش دعاها اثری داشته باشد

7

گردد قدم ار رنجه کنی جانب عشاق

خاک قدمت هر که سری داشته باشد

8

در بوم دل از هجر تو بس خار که کشتم

بو کز گل وصل تو بری داشته باشد

9

راز دل خود فیض به بیگانه نگوید

گر یار ز حالش خبری داشته باشد

متن شعر کپی شد.