کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱۴ - شراب عشقم اندر کام جان شد...

1

شراب عشقم اندر کام جان شد

ز جانم چشمه حکمت روان شد

2

ز ترک کام کام دل گرفتم

چو در دوزخ شدم دوزخ چنان شد

3

ز خواهش چون گذشتی در بهشتی

مکرر من چنین کردم چنان شد

4

چو دل دید آنجهان بیزار شد زین

ز حق آگه چو شد زان هم جهان شد

5

جهان شد زینجهان و از جهان دل

فراز هر مکان و لامکان شد

6

بخدمت از بزرگان میتوان ربود

بهمت از ملایک می توان شد

7

بنام دوست از خود میتوان رفت

بیاد دوست بی خود می توان شد

8

بفکر عشقبازی دیر افتاد

دریغا عمر فیض اکثر زیانشد

متن شعر کپی شد.