کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۴۲ - در روی چه خورشید تو دیدن نگذارند...

1

در روی چه خورشید تو دیدن نگذارند

گرد سر شمع تو پریدن نگذارند

2

از بدر جبین تو هلالی ننمایند

گل گل شکفد زان رخ و چیدن نگذارند

3

صد بار نظر افکنم آن سوی و مکرر

از شرم و حیای تو رسیدن نگذارند

4

لعل تو مگر خمر بهشتست که کس را

زان باده درین نشاه چشیدن نگذارند

5

با آب حیات است که جز خضر خط تو

کس را بحوالیش چریدن نگذارند

6

تا تیغ زدی جان طلبی قاعده کیست

بسمل شدگانرا بطپیدن نگذارند

7

در دام تو افتاد دل فیض و مر او را

زین سلسله تا حشر رهیدن نگذارند

متن شعر کپی شد.