کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۵۷ - گاهی بغمزه دلی آباد میکند...

1

گاهی بغمزه دلی آباد میکند

گاهی بلطف غمزده شاد میکند

2

آنکو زیاد می نرود یکنفس مرا

شادم اگر مرا نفسی یاد میکند

3

بیچاره و شکست اسیر بلای عشق

دلرا درین قضیه که امداد میکند

4

گم گشتگان وادی خونخوار عشق را

سوی جناب دوست که ارشاد میکند

5

غم بر سر غم آمد و جای نفس نماند

دل تنگ شد که ناله و فریاد میکند

6

در چشم من سراسر آفاق تیره شد

شام فراق بین که چه بیداد میکند

7

باد صبا بیار نسیمی ز کوی دوست

کاین بوی دوست عالمی آباد میکند

8

بر من هر آنچه میرود از محنت و بلا

جرم تو نیست حسن خدا داد میکند

9

باداست نزد او سخن فیض و شعر او

کی او بدین وسیله مرا یاد میکند

متن شعر کپی شد.