کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۷۶ - در سر شوریده سودا میرود...

1

در سر شوریده سودا میرود

کز کجا آمد کجاها میرود

2

و آنکه عاقل خوانیش در کارها

در خیالش سود و سودا میرود

3

گه در آتش میرود گاهی در آب

خاک بر سر در هواها میرود

4

هیچ در پیش و پس خود ننگرد

در بلاهایی محابا می رود

5

خواجه باهوش آی و کاریار بین

حرف سوق و سود و سودا میرود

6

خواجه بیهوشست و کارش در زیان

عمر رفت و خواجه رسوا میرود

7

دی برفت امروز هم باقی نماند

جان بفردا می رسد یا میرود

8

این نفس را پاس باید داشتن

کاین نفس از کیسه ما میرود

9

جان بجانان تازه میکردم بدم

ور نه جان بی جان ز دنیا میرود

10

گوشها بسته است فیضا لب ببند

کاین سخنهای تو بی جا می رود

متن شعر کپی شد.